درباره فیلم مطرب: خواهی که شود گیشه تو فرخنده و پیروز/ رو مسخرگی ییشه کن و مطربی آموز

جمعه 29 آذر 1398 ساعت 13:42

آرخه نیوز _ ناصر عزیزی: آثار کمدی ایرانی در سالهای اخیر افت کیفیت فراوانی را تجربه کرده اند. این کمدی ها اغلب با فرمول یکسان ساخته شده و به فروشی قابل توجه نیز دست می یابند تا هر روز تهیه کنندگان بیشتری به سمت ساخت کمدی هایی مشابه بروند. برای ساختن فیلم های کمدی که به آمار فروش قابل توجهی نیز، دست یابند فرمول ثابتی در نظر گرفته شده است.

اگر فیلم شما موارد زیر را داشته باشد تا حدود زیادی از فروش فیلم در گیشه اطمینان دارید.

1-شوخی های جنسی

2-رقص و آواز

3-بازیگر زن غیر ایرانی

4-لوکیشن خارجی

بر مبنای فرمول بیان شده فیلم "مطرب"به کارگردانی آقای "مصطفی کیایی" نقد و تحلیل می کنیم.

خلاصه داستان:

یک خواننده پیش از انقلاب ( پرویز پرستویی ) پس از وقوع انقلاب اسلامی از کار بی کار می شود و شرایط سختی را پشت سر می گذارد تا اینکه فرصتی پیش می آید تا در ترکیه کنسرتی اجرا نماید و...

کارگردان :

مصطفی کیایی : متولد سال 1355 در کرج می باشد و اولین فعالیت هنری اش را در سال 1373 در مرکز آموزش فیلمسازی اداره ارشاد کرج آغاز کرد اما سالها طول کشید تا بتواند اولین مجوز ساخت فیلم بلند سینمایی خود با نام « بعد از ظهر سگی سگی » را در سال 1388دریافت کند. پس از آن ، کیایی « ضد گلوله » را در سال 1389 روانه سینما کرد که با استقبال نسبی مواجه شد و « خط ویژه » نیز تبدیل به پرفروش ترین کار کیایی در گیشه ها شد. « عصر یخبندان » چهارمین ساخته سینمایی مصطفی کیایی محسوب میشود که چندان موفق نبود اما بعدها با « بارکد » توانست فروش بسیار خوبی را در سینما تجربه نماید و پس از آن « چهار راه استانبول » را با الهام از حادثه پلاسکو روانه سینما کرد.

نقد فیلم مطرب

مطرب قصه ابراهیم (پرویز پرستویی) است. او که خواننده‌ای تازه‌کار است، در بحبوحه انقلاب دستگیر می‌شود و به‌جای معروفیت و شهرت، زندان نصیبش می‌شود. مسیر زندگی ابراهیم روی بدشانسی می‌چرخد. همسرش را از دست می‌دهد، پسرش بعد از کلاه‌برداری، با سودای خواننده مشهوری شدن از ایران فرار می‌کند و دخترش چند ماه بعد از ازدواج جدا می‌شود و نزد او برمی‌گردد.
ابراهیم که در تمام این سال‌ها، آرزوی خوانندگی در سر داشته، در مجالس مشغول به کار می‌شود، تا اینکه دخترش زیبا (الناز شاکر دوست) شرایطی فراهم می‌آورد تا ابراهیم به‌عنوان نماینده ایران در هفته فرهنگی عازم استانبول شود و کنسرتی برگزار کند.

مجموعه بازیگران « مطرب » یکی از بدترین بازیهای خود را در این فیلم تجربه کرده اند. پرویز پرستویی که به نظر می رسد پس از « لس آنجلس، تهران » تصمیم گرفته به حضور در کمدی های سطح پائین ادامه دهد، در « مطرب » نیز یکی از بازیهای بد فیلم را رقم زده است. محسن کیایی نیز یکی از بازی های بد فیلم را رقم زده و الناز شاکردوست نیز آنها را همراهی کرده است. عایشه گل جوشکن، خواننده مشهور زن ترکی نیز بدترین بازیگر فیلم است و سازندگان تلاش زیادی برای اینکه او بتواند فارسی صحبت کند به کار برده اند اما نتیجه کار رضایت بخش نیست.

"مطرب " فرمول های گیشه پسند سالهای اخیر سینما را به همراه دارد. آواز، شوخی های جنسی ، لوکیشن خارجی و البته بازیگر زن خارجی که بتوان شوخی ها را حول محور او و فرهنگش قرار داد، باعث می شوند تا « مطرب » گزینه جذابی برای سالن های سینما باشد. اما زمانی که از سینما سخن می گوییم، « مطرب » نمی تواند دستاوردی نصیب تماشاگر نماید.

شوخی های جنسی:

موقعیت های کمیک فیلم اغلب شامل شوخی های جنسی است که ارتباط مستقیمی به خاموشی نور شب و کشیدن پرده ها و سپس تلاش برای ازدیاد جمعیت دارد.

شوخی‌های غیر اخلاقی و جنسی، الفاظ رکیک، شخصیت های تکراری و لوده، داستان و فیلمنامه گسسته از جمله مشکلاتی هستند که هزارپا هیچ تلاشی برای رفع آنها ندارد.

فیلم صرفاً برای خنده ساخته شده و کارگردان و فیلمنامه نویس هم این قضیه را از ابتدا به مخاطب می فهمانند که در فیلم دنبال معنا و مفهوم نباشد. استفاده از شوخی های رکیک و الفاظ مبتذل راهکار "کیایی"برای بفروش بودن اثر بوده و هر چه جلوتر می رویم مقدار این شوخی ها بیشتر ولی تکراری تر می شود.

بازیگر زن خارجی:

بازیگر زن خارجی در سینمای قبل از انقلاب هم بوده است و جدای از بحث اینکه حضور این بازیگران تا چه اندازه برای بدنه سینمای ایران مفید یا مضر است این رویه نشان از یک تاکتیک ساده برای رسیدن به فروش بیشتر است و استفاده از این هنرپیشگان آنطرف آبی کاربردی کاملا داخلی دارد و نمی توان مانند نمونه های خارجی آنرا در جهت کسب بازار بزرگتر بین المللی قلمداد کرد.

قصه و فیلمنامه این گونه فیلمها ساده و حتی گاهی اوقات ابتدایی است ولی تهیه کنندگان برای رسیدن به فروش بیشتر از تمهیدات جدید استفاده می کنند، تمهیدی که در تاریخ سینمای جهان سابقه ای طولانی دارد و یکی از الگوهای مهم جذابیت و فروش محسوب می‌شود که از آن به عنوان حضور "زن زیبارو" یاد می شود.

وجود "زن زیبارو خارجی" در فیلم‌های ایرانی هم در همین زمره قرار می گیرد و بسیاری از اتفاقات را خود بخود حل می‌‌کند، دیگر نیازی نیست بازیگر زن خارجی حتما حجاب کامل داشته باشد یا مثلا آواز نخواند و..

کارکردان فیلم «مطرب» سعی کردن این خواننده زن را به فارسی صحبت کردن عادت دهد و در فیلم می‌بینیم فارسی کلمات را ادا می‌کند ولی بسیار سخت که رضایت‌بخش نیست؛ بماند که اصلا باید بپرسیم چرا یک خواننده زن ترکیه‌ای باید فارسی صحبت کند. بازیگری که در ادای دیالوگ ها مشکلات فراوانی دارد و حتی در یک سکانس دیالوگ خود را فراموش می کند اما صحنه به همان شکل ضبط شده و به نظر می رسد حساسیت چندانی بابت این موضوع وجود نداشته است.

لوکیشن خارجی:

به رسم آثار کمدی سالهای گذشته سینمای ایران که فرمول بسیار کارآمدی هم دارد، « مطرب » نیز قصه خود را به خارج از مرزهای ایران برده است. فرمول جالبی که برای تهیه کنندگان در سالهای اخیر بسیار مفید بوده و برای رسیدن به آن تنها دو عامل تاثیر نهایی را بر جای می گذارند: یکی لوکیشن کشورهای خارجی و دیگری بازیگر زن خارجی که بتوانیم او را در قالب موقعیت کمیک عاشقانه به کار بگیریم. « مطرب » نیز به خوبی از این دو مورد استفاده کرده است.

فیلم از اول تا آخر در حال فرو کردن این نکته در گوش مخاطب خود است که ترکیه سرزمین رویاها و آزادی است و ایران هیچ‌یک از اینها را ندارد. فارغ از اینکه با این پیام فیلم موافق یا مخالف هستید، باید گفت که ترکیه را به هیچ عنوان نمی‌توان مهد آزادی و شهر رویاها دانست و این پیام فیلم رنگ و بوی سیاسی دارد تا رنگ و بوی عقل و منطق.

رقص و آواز:

این مورد یک اصل انکار ناپذیر در سینمای کمدی در ایران محسوب می شد. خیلی به این موضوع فکر نکنید چراکه این مورد محصول امروزِ سینمای کمدی نیست بلکه ریشه در سالهای قبل از انقلاب هم دارد. تنها تفاوت اینجاست که در پیش از انقلاب تماشاگران عاشق تماشای آوازخوانی در مکان هایی نظیر لاله زار بودند و حالا پس از انقلاب در قالب عروسی در انتهای فیلم یا پخش آهنگ در میانه داستان و قر کمر دادن مردها و خندیدن خانمها به این رقص، به استقبال این موقعیت ها در سالن های سینما می روند 

پرستویی در این فیلم در نقش یک مطرب فرو رفته، یک خواننده کوچه بازاری که قبل از انقلاب قصد داشته تا خواننده شود و اما از بخت بدش، آغاز کار حرفه‌ای او در عرصه خوانندگی مصادف شده با شروع انقلاب اسلامی. این مطرب بعد از سالها سکوت و آواز نخواندن، از طریق دخترش می‌تواند راهی به ترکیه (استانبول) برای خود باز کند و با یک موزیسین قدیمی که از قضا دوست صمیمی‌اش است، به این سفر می‌رود تا بتواند بلکه در ترکیه دوباره روی صحنه آواز بخواند..

پیام اصلی فیلم که درباره هنر مطربی و آوازهای داش مشتی طور است؛ یک پیام دلنشین محسوب میشود. این نوع خوانندگی؛ هنری است برای قشری خاص که عاشقانه این نوع آهنگها را دوست دارند و تعصب خاصی هم روی آن دارند. گوش دیگر اقشار هم نسبت به موارد شاخص و مشهورتر این سبک آهنگها آشناست و تقریبا همه مردم چندموردی از این قبیل موسیقیها شنیده اند.

نتیجه:

فیلمنامه مطرب سرتاپا بی‌منطق است و هیچ دلیل درست و درمانی در طول فیلم به تماشاگر برای اتفاقاتی که بر سر شخصیت‌ها می‌آید، داده نمی‌شود.

مطرب در گاهی مواقع قرار است یک فیلم کمدی باشد که نیست و در برخی موارد قرار است یک فیلم طنز انتقادی باشد که باز هم نیست.

مطرب یک کپی ناشیانه از یک سری از فیلم‌های کمدی سالهای اخیر است و هیچ چیزی از خودش ندارد.

فیلم در یک سوم پایانی عملا حرفی برای گفتن دارد و صرفا در حال کش دادن داستان برای تبدیل شدنش به یک فیلم سینمایی صد دقیقه‌ای است و اتفاقات و خرده داستان‌هایی که در این دقایق رخ می‌دهد، تاثیری روی داستان و فیلمنامه ندارند.

با یک پایان هندی روایتش را خاتمه می دهد، همه به آرزویشان می‌رسند!