به مناسبت تولد بهرام بیضایی: نمونه کاملی از معنا و هویت

پنجشنبه 05 دی 1398 ساعت 21:08

آرخه نیوز _ بهرام بیضایی: بهرام بیضایی در پنجم دی ماه ۱۳۱۷ به دنیا آمد. بیضایی در دوران مدرسه شاگرد زرنگی نبود. وی نویسندگی را از همان دوران آغاز کرد. از اولین نوشته‌های بیضایی می‌توان به «آرش» اشاره کرد که با الهام از زبان شعر مهدی اخوان ثالث نوشته شده است. بیضایی در دوران جوانی با افرادی مانند جلال آل احمد آشنا شد. بهرام بیضایی در سال‌های آخر دبیرستان دست به نوشتن دو نمایشنامه به زبان تاریخی زد. این کارگردان و نویسنده ایرانی برای مدتی دانشجوی ادبیات فارسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود اما درس را ناتمام رها کرد. وی همچنین طی سال ۱۳۳۸ مدتی را به‌عنوان کارمند در اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند گذراند. نظر بیضایی در همان دوران به تعزیه و نمایش ایرانی جلب شد. بهرام بیضایی در سال ۱۳۴۱ پژوهش‌های خود در زمینه نمایش‌های ایرانی را در مجله موسیقی چاپ کرد. این نویسنده نگارش مطالب مختلفی نظیر نقد، پژوهش و یادداشت‌هایی در باب سینما و موسیقی را از سال ۱۳۳۸ در مجلات مختلف به چاپ رساند. بهرام بیضایی اولین فیلم کوتاه خود را در سال ۱۳۴۱ جلوی دوربین برد که اکنون اثری از این فیلم هشت میلیمتری باقی نمانده است. بیضایی در دهه ۴۰ دست به نمایشنامه‌نویسی زد. از هم‌دوره‌های او می‌توان به علی نصیریان و غلامحسین ساعدی اشاره کرد. در سال ۱۳۴۲، این جعفر والی بود که نمایشنامه‌ای از بیضایی با نام «مترسک‌ها در شب» را در تلویزیون به نمایش درآورد. بیضایی در تابستان همان سال «پهلوان اکبر می‌میرد» را نوشت. این نمایش با استقبالی چشمگیر همراه بود.

 

بهرام بیضایی تاکنون ۱۰ فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه ساخته است. بهرام بیضایی اولین فیلم رسمی خود را که یک فیلم کوتاه بود در سال ۱۳۴۹ با نام «عمو سیبیلو» ساخت. این فیلم ۲۸ دقیقه‌ای به کارگردانی و نویسندگی بهرام بیضایی براساس داستان کوتاهی از فریدون هدایت‌پور ساخته شد. وی در اولین محصول سینمایی خود با نعمت حقیقی، فیلمبردار برجسته همکاری کرد. بیضایی در سال ۱۳۵۰ اولین فیلم بلند خود را جلوی دوربین برد که «رگبار» نام داشت. بیضایی علاوه‌بر کارگردانی، نویسندگی «رگبار» را نیز برعهده داشت. تهیه‌کننده و فیلمبردار این فیلم سینمایی باربد طاهری بود و از بازیگران آن می‌توان به پرویز فنی‌زاده، پروانه معصومی و محمدعلی کشاورز اشاره کرد. بهرام بیضایی درباره نحوه ساخته شدن «رگبار» چنین گفته است:

درست روشن نیست که ما چرا رگبار را ساختیم. هیچ نوع حساب و نقشه و نشانه‌ای ساخته شدن این فیلم را تأیید نمی‌کرد. به یک معنی حتی سرمایه‌ای هم برای شروع کار در دست نبود. در حقیقت ما با دست خالی به کاری دست می‌زدیم که تمام شرایط جاری و تمام سینمای عریض و طویل رسمی از قبل آن را نفی می‌کرد. ما گفتیم اگر نشد چیزی از دست نخواهیم داد؛ ولی اگر نمی‌شد چیزی مهم از دست می‌رفت و آن امید به این بود که کسی قدمی بردارد… ما از همهٔ دوستی‌ها و آشنایی‌ها و امکانات شخصی که داشتیم کمک گرفتیم. از هر کس که قدمی به خاطر ما برداشت متشکریم و برای هر کس که سدی پیش پای ما گذاشت، یا پوزخندی از دور به ما زد، آگاهی و فرهنگ بیشتر آرزو می‌کنیم. ما متأسفیم که به‌خاطر ضعف مالی و غیاب امکانات فنی نتوانستیم بعضی صحنه‌ها را آن‌طور که آرزو داشتیم بسازیم، اما این فقط یک مسئلهٔ تکنیکی است و اصل کار را پنهان نمی‌کند… فیلم رگبار با حداقل سرمایه، با حداقل امکانات، با درگیری‌های مختلفی که تهیه‌کننده‌اش بارها معوق کرد، با قلیل‌ترین گروه فنی در طول پنج ماه و به کمک حافظه ساخته شده و در بسیاری موارد کاری غیر از اینکه شد، لااقل در این شرایط و برای این گروه، امکان‌پذیر نبوده است. اما از طرف دیگر رگبار با شوق سرشار بسیاری از کارکنان و بازیگرانش به وجود آمد و تنها ادعایش این است که نخواسته است دروغ بگوید.

بهرام بیضایی در سال ۱۳۵۱ دومین فیلم کوتاه خود با نام «سفر» را کارگردانی کرد. او در این فیلم کارگردانی، نویسندگی و تدوین را عهده‌دار بود. او با این فیلم جایزه بهترین فیلم کوتاه جشنواره فیلم شیکاگو را به دست آورد. در سال ۱۳۵۲ نوبت به ساخت فیلم سینمایی «غریبه و مه» به‌عنوان اولین فیلم رنگی کارنامه بهرام بیضایی رسید. بیضایی در «غریبه و مه» وظیفه کارگردانی، نویسندگی و تدوین را برعهده داشت. سال ۱۳۵۶ رسیده بود و کارنامه فیلمسازی بهرام بیضایی به ایستگاه فیلم سینمایی «کلاغ» رسید. بهرام بیضایی «کلاغ» را نیز تحت عنوان‌های کارگردان، نویسنده و تدوین‌گر ساخت. تهیه‌کننده «کلاغ» بهمن فرمان‌آرا بود. وی در این فیلم سینمایی با حسین پرورش، منوچهر فرید و پروانه معصومی به‌عنوان بازیگر همکاری کرد. بیضایی در سال ۱۳۵۷ یکی از مشهورترین فیلم‌هایش، یعنی «چریکه‌ تارا» را ساخت. وی در این فیلم باز هم در مقام کارگردان، نویسنده و تدوین‌گر حاضر شد. البته تدوین «چریکه تارا» با همکاری گورگن گریگویانس انجام شد. «چریکه تارا» هرگز در ایران به نمایش درنیامد اما در بخش نوعی نگاه جشنواره کن در سال ۱۹۸۰ به نمایش درآمد. سوسن تسلیمی برای بازی در این فیلم جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره سن سباستین را دریافت کرد.

بهرام بیضایی ده فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه ساخته و حدود هفتاد کتاب تالیف کرده است

بهرام بیضایی در سال ۱۳۶۰ نمایشنامه «مرگ یزگرد» را به فیلمی با همین نام تبدیل کرد. این کارگردان سینمای ایران این‌بار نیز در مقام کارگردان، نویسنده و البته تهیه‌کننده جلوی دوربین برد. نمایشنامه «مرگ یزدگرد» همچنین در قالب یک کتاب منتشر شده است. «مرگ یزدگرد» طی سال ۱۳۶۱  در جشنواره فیلم فجر رونمایی شد. این فیلم سینمایی با بازی سوسن تسلیمی، مهدی هاشمی، یاسمن آرامی، امین تارخ و علیرضا خمسه ساخته شد.  امین تارخ در مصاحبه با فریدون جیرانی فیلم سینمایی «مرگ یزدگرد» را به قرار «فیلمی که ششصدوسی‌وپنج پلان [است]، بدون یک زاویهٔ تکراری در یک محیط بسته با ۶ بازیگر» توصیف می‌کند. سال ۱۳۶۴ از راه رسید و نوبت به ساخت «باشو غریبه کوچک» رسیده بود. بیضایی به‌عنوان کارگردان، تدوین‌گر و نویسنده «باشو غریبه کوچک» را ساخت. این فیلم ایرانی در سال ۱۳۶۴ تولید شد اما به مدت پنج سال توقیف بود و سرانجام در سال ۱۳۶۹ اکران شد. فیلم دومرتبه در سال ۱۳۹۴ هم اکران شده است و یکی از مهم‌ترین فیلم‌های کارنامه بهرام بیضایی محسوب می‌شود. این فیلم سینمایی تاکنون در نظرخواهی‌های مختلفی مانند نظرسنجی دنیای تصویر و نظرسنجی نقد سینما به‌عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران انتخاب شده است. البته در نظرسجی دوم، این فیلم به همراه «گوزن‌ها» به‌عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران انتخاب شد. طرح اولیه فیلم را سوسن تسلیمی به بهرام بیضایی پیشنهاد داده است. البته بیضایی نسخه‌ی داستانیِ نوشته‌شده‌ی تسلیمی را دستخوش تغییراتی قرار داد و سپس آن را به شکل فیلمنامه درآورد. «باشو» در جشنواره‌های مختلفی مانند «اوبرولیه» فرانسه و «آدانا» ترکیه جوایزی به دست آورد. بهرام بیضایی دو سال بعد فیلم سینمایی «شاید وقتی دیگر» را کارگردانی و تدوین کرد و نوشت. فیلمنامه «شاید وقتی دیگر» در سال ۱۳۶۷ در قالب کتابی با عنوان «وقت دیگر، شاید ...» به چاپ رسید. شاهپور عظیمی «شاید وقتی دیگر» را «کامل‌ترین» فیلم بهرام بیضایی می‌خواند. نگار متحده، منتقد ادبی نیز در مقاله‌ای تحت عنوان «Bahram Bayzai’s Maybe . . . Some Other Time: The un-Present-able Iran» به بررسی تدوین این فیلم سینمایی می‌پردازد.

 

بهرام بیضایی حدود چهار سال پس از «شاید وقتی دیگر»، فیلم سینمایی «مسافران» را در مقام کارگردان، تدوین‌گر و نویسنده ساخت. بنابر اعلام خود فیلمساز، «مسافران» پاسخی به فیلم «مادر» ساخته علی حاتمی است. فریدون جیرانی و بهروز افخمی در برنامه‌ای تلویزیونی در سال ۱۳۹۴ اعلام کردند در دهمین جشنواره فجر بنا بود اکثر جایزه‌ها به بهرام بیضایی و «مسافران» تعلق بگیرند. اتفاقی که هرگز رخ نداد. جمشید ارجمند، منتقد ایرانی در مقاله‌ای به نام «مسافران، گشایش بند اجل» می‌گوید:

«مسافران» بی‌گمان تلخ‌ترین و جدی‌ترین فیلم در منظومه آثار «بهرام بیضایی»، فیلمساز متفکر و تلخ‌اندیش ماست.... «مسافران»، در چارچوب و ساختار زبان سینمایی خاص «بیضایی» یکسره وقف بیان سودای ذهنی مردی اهل اندیشه است که در پنجمین دهه زندگی «برگمان» وار به معمای هستی می‌اندیشد .... در «مسافران» بیضایی را از دو نظر ستایش می‌کنیم، یکی طرح مسئله بغرنج مرگ و هستی به زبان سینما و دیگر گزینش قالبی آشنا و روان، داستانی ساده و دست‌آموز ذهن و اندیشه بومی و انتخاب برش درامی تراژیکی برای داستان که مستلزم ساخت و پرداختی نرم و روان از سوی فیلمسازی آشنا به ظرایف و دقائق داستانسرایی و میزانسن است.

بهرام بیضایی در بخش ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد مشغول به تدریس است

بهرام بیضایی پس از «مسافران» به مدت ۱۰ سال فیلم بلند نساخت. وی در سال ۱۳۷۷ فیلم کوتاه «گفت‌وگو با باد» را ساخت. این فیلم کوتاه بخشی از فیلم «قصه‌های کیش» بود. «قصه‌های کیش» برای حضور در جشنواره فیلم کن برگزیده شد اما رئیس جشنواره با اعلام اینکه گفت‌وگو با باد «با روح جزیره نمی‌خواند»، با حضور این بخش از «قصه‌های کیش» در کن موافقت نکرد. بیضایی مدتی بعد کپی رایت فیلم را خریداری کرد. وی تصمیم داشت سه بخش دیگر با نام‌های «گفت‌وگو با آب»، «گفت‌وگو با آتش» و «گفت‌وگو با خاک» به فیلم اضافه کند. سه بخشی که تاکنون ساخته نشده‌اند. بیضایی سه سال بعد از «گفت‌وگو با باد» و ۱۰ سال پس از «مسافران»، فیلم سینمایی «سگ کشی» را ساخت. کارگردان، نویسنده، تهیه‌کننده و تدوین‌گر «سگ‌کشی» بهرام بیضایی بود. بنیاد فیلم بریتانیا از «سگ‌کشی» به‌عنوان یکی از بهترین تریلرهای تاریخ یاد کرده است. از بازیگران «سگ کشی» می‌‌توان به مژده شمسایی، مجید مظفری، میترا حجار، رضا کیانیان و داریوش ارجمند اشاره کرد. طرح اولیه فیلم «سگ کشی» در ابتدا «از دست رفته» نام داشت. همچنین در ابتدا بنا بوده فیلم «سگ کشی» به‌صورت سیاه و سفید ساخته شود که این امر به‌دلیل کمبود امکانات محقق نشده است. اصغر رفیعی‌جم، فیلمردار فیلم «سگ کشی» پس از این فیلم بهرام بیضایی را «باثبات‌ترین»، «جدی‌ترین» و «دانشمندترین» فیلمسازی برشمرد که تاکنون با آن همکاری کرده است. وی همکاری با بیضایی را همچون «دانشکده‌ای عملی» توصیف می‌کند. جهانگیر میرشکاری، صداگذار «سگ کشی»، در همکاری با بهرام بیضایی خود را دانشجویی تلقی می‌کند که پس از مدت‌ها انتظار در کلاس استاد مسلم سینما حاضر شده است. فیلم سینمایی «سگ کشی» یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های بیضایی است. این فیلم سینمایی در سال ۱۳۸۰ به فروش ۳۳۰ میلیون تومان دست پیدا کرد و به پرفروش‌ترین فیلم همان سال تبدیل شد. این فیلم ایرانی در جشنواره فجر به جوایزی مانند بهترین فیلمنامه و بهترین طراحی صحنه و لباس دست پیدا کرد.

 

بهرام بیضایی پنج سال پس از «سگ کشی» فیلم کوتاه «قالی سخنگو» را جلوی دوربین برد. این فیلم به سفارش مرکز ملی فرش ایران ساخته شد. بهرام بیضایی دو سال بعد از «قالی سخنگو» و هفت سال پس از «سگ کشی» در سال ۱۳۸۷ آخرین فیلم خود یعنی «وقتی همه خوابیم» را باز هم در مقام کارگردان، تدوین‌گر، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده ساخت. از بازیگران «وقتی همه خوابیم» می‌توان به مژده شمسایی، علیرضا جلالی‌تبار، حسام نواب صفوی، شقای فراهانی، مجید مظفری، سحر دولتشاهی و حسین محب اهری اشاره کرد. بهرام بیضایی در سال ۱۳۹۰ طی مصاحبه‌ای با ماهنامه تجربه از دو فیلم «وقتی همه خوابیم» و «سگ کشی» به قرار زیر صحبت کرده است:

«سگ‌کشی» و «وقتی همه خوابیم» خودشان دو آینه‌اند که خیلی‌ها خودشان را در آن‌ها دیدند و کسانی هم خوش نداشتند خودشان را چنان‌که هستند ببینند و پایان هر دو فیلم در مقایسه با واقعیّت جاری حتّی بیش از اندازه امیدوارانه است. در «سگ‌کشی» گلرخ کمالی می‌رود که تجربه‌های تلخ و گران تمام‌شده‌اش را بنویسد؛ یعنی با گریز از جهان مهارنشده سوداگری به عمل نوشتن رو می‌آورد که هزار مانع سر راه آن است. در «وقتی همه خوابیم» پرند پایا برای همان عمل اشک می‌ریزد که روزی به آن دل بسته بود؛ گرچه خوشبینانه می‌گوید گریه‌اش تمرینی است برای نقشی که شاید روزی بازی کند. امید از این بالاتر؟

بهرام بیضایی سابقه تدریس در دانشگاه تهران را نیز دارد. وی از سال ۱۳۸۹ به تدریس در بخش ایران شناسی دانشگاه استنفورد مشغول شد و از آن زمان در امریکا زندگی می‌کند. فعالیت‌های هنری-ادبی بهرام بیضایی فقط به سینما محدود نبوده‌اند. وی چندین نمایش روی صحنه برده است و بیش از هفتاد کتاب نوشته است. در ادامه، اول به مرور صحبت‌های برخی از افراد درباره بهرام بیضایی می‌پردازیم و سپس فیلم‌ها و کتاب‌های او را مرور خواهیم کرد. تمام کارهای بیضایی در این مقاله ذکر نشده‌اند.

ناصر تقوایی، در سخنرانی در تالار مشاهیر تئاتر شهر در زادروز بیضایی، ۱۳۹۵:

آن سال‌ها من در آبادان زندگی می‌کردم و بیشتر به نوشتن علاقه داشتم. بیضایی آن سال‌ها برای اجرای نمایش «غروب در دیار غریب» همراه‌با عباس جوانمرد سفری به آبادان داشت، چون این امکان برای نمایش‌های موفق ایجاد می‌شد که بعد از تهران در دیگر شهرهای کشور نیز روی صحنه بروند. نمایش خیال‌پردازانه غریبی بود. همین شد سرآغاز دوستی طولانی‌مدت بین ما.

آیدین آغداشلو، ۱۳۶۸:

بهرام بیضایی، فرهنگی وسیع، سابقه‌ای آبرومند، وسواسی بغایت و تسلّطی کافی در کار خود دارد .... امّا این گوهر پیچیده و این ترکیب خاص چگونه فراهم آمده ‌است؟ او می‌تواند تمام آهنگ تیتراژ فیلم ضربهٔ شیطان اورسن ولز را با دهانش بزند. می‌تواند همهٔ فیلم‌های میتزوگوشی و اوزو را تک‌تک و با شرح و تفصیل نام ببرد. می‌تواند خاطرات شخصی‌اش را از تآترهای روحوضی و دوران کارآموزیش را در گروه آناهیتا طوری نقل کند که شنونده از خنده روده‌بر شود. او تقریباً همه مینیاتورهای قدیمی ایرانی را که صحنه‌ای از رقص یا نمایش را تصویر کرده‌اند می‌شناسد. می‌تواند تاریخ وصّاف را از رو، بی‌غلط و بی‌تپق بخواند. او نمونه کاملی است از نسل هنرمندانی که در جستجوی معنا و هویت، از فرهنگی ترکیبی و معضل و مفصل، خود را انباشته‌اند.... امّا در روزگار ما، بیضایی گوهری است.... حضورش همچنان موهبتی است. چراکه از نسل بزرگان است.

ابراهیم گلستان، ۳ اوت ۲۰۱۷، در نامه‌ای به پرویز جاهد:

... از او نوشته بودی و توانسته بودی وضع دردناک امّا تحسین‌آور بیضایی را روی کاغذ بیاوری.... اگر روزی روزگاری به بیضایی رسیدی سلام به او برسان و بگو درود بر تو که گوشه‌ای از توفیق را نصیب بردی....

رافائل بسان، ترجمهٔ احمد میرعلایی و انور میرعلایی:

بیضائی همه‌فن‌حریف است: نویسنده نمایشنامه و نمایش عروسکی، مقاله‌نویس، نویسنده داستان، کارگردان تئاتر، همچنین منتقد سینمایی بوده و تجربه سینما را در سال ۱۹۵۵ با ساختن فیلمی ۸میلیمتری آغاز کرده‌ است. . . . هر بار و هدف هرچه باشد، این کل فرهنگ غنی اوست که به نمایش گذاشته می‌شود. اسف‌بار خواهد بود که به هر دلیلی، امروز یا فردا، بیضائی مجبور به سکوت شود: در این صورت ما سینماگری بزرگ را از دست خواهیم داد.

عباس جوانمرد، در گفت‌وگو با روزنامهٔ شرق، پاییزِ ۱۳۹۴:

بیضایی بی‌تردید دارای چنان هوش، استعداد و حافظه‌ای است که گمان نمی‌کنم نمونه‌ای داشته باشد. به همین دلیل بی‌نهایت لغت، مطلب و اندیشه بکر دارد. بارها شده است بیضایی گفته قصه‌ای نوشته‌ام که می‌خواهم برایت تعریف کنم و در همان وقت که تعریف می‌کرد به آن اضافه می‌کرد. بیضایی آگاه‌ترین آدم نمایش ماست؛ هم در تئاتر و هم در سینما. تا بخواهید سوژه نانوشته و کارنکرده دارد و امیدوارم امروز که فراغتی پیدا کرده، مقداری از ایده‌هایش را نوشته باشد.

جعفر والی، در گفت‌وگو با روزنامهٔ ایران، پاییزِ ۱۳۹۵:

یک رده و جایگاه دیگری داشت. نخستین کار بهرام بیضایی را من انجام دادم. ۱۷ساله بود؛ البته آدم‌ها خودشان را بروز می‌دهند. آن زمان بهرام می‌آمد سر تمرین‌های ما. همه کار می‌کرد، حتی جارو! و این نشان می‌داد که چقدر مشتاق است. بعدها که پیس‌هایش را خواندم دیدم فقط این نبوده که نمایشنامه‌ای بنویسد و اجرا بگیرد و ... پشتش خیلی چیزهای دیگر خوابیده بود که یواش یواش بروز می‌کرد. باید با این آدم زندگی کنید تا ببینید چقدر شیرین و گرم و صمیمی است که آدم را واقعا فلج می‌کند. من شبیه همین رابطه را به‌نوعی دیگر با اکبر رادی داشتم.

مارتین اسکورسیزی درباره فیلم رگبار:

بسیار مفتخرم که بنیاد سینمای جهان این فیلم خردمندانه و زیبا [را] ترمیم کرده که اولین فیلم بلند بهرام بیضایی است. حال و هوای فیلم من را یاد بهترین چیزهایی انداخت که در فیلم‌های نئورئالیستی ایتالیایی دوست دارم و داستان زیبایی یک قصه باستانی را دارد. می‌توانید پس‌زمینه بیضایی را در ادبیات، تئاتر و شعر فارسی حس کنید. بیضایی هیچ‌گاه آن‌قدر که استحقاقش را داشت، مورد حمایت قرار نگرفت. او اکنون در کالیفرنیا زندگی می‌کند و فکر کردن درباره این موضوع که فیلمی چنین استثنایی که زمانی بسیار در ایران محبوب بود، در آستانه نابودی همیشگی قرار داشت، دردناک است. نگاتیو اصلی فیلم ضبط یا نابود شد و تنها چیزی که در دسترس بود یک نسخه ۳۵ میلی‌متری با زیرنویس انگلیسی بود. اکنون تماشاگران در سراسر دنیا می‌توانند این فیلم چشم‌گیر را ببینند.

علیرضا کوشک جلالی: مجموع تحقیقات بهرام بیضایی شبیه کار یک فرهنگستان است

کوشک جلالی گفت: تاریخ ما روی شانه‌های افراد می‌چرخد. مجموع تحقیقات و نمایشنامه‌های بهرام بیضایی شبیه کار یک فرهنگستان است. وظیفه دولت و متولیان فرهنگی است که بودجه بگذارند و جوانان را به نوشتن نمایشنامه بر اساس متون قوی تاریخی و ادبی تشویق کنند.
 

سیدمحمد طباطبائی:رنج بیضایی بودن

می‌توانی راحت، بی‌هیچ دغدغه‌ای، بی هیچ نگرانی از امروز و آینده، روی مُبلِ راحتی پذیرایی تکیه بدهی و سریال کره‌ای یا ایرانی نگاه کنی. می‌توانی خیلی راحت در نزدیکترین بوستان نزدیک خانه قدم بزنی و به ادای روشنفکری یا از روی عادت، سیگار بگیرانی و بعد به اولین آدم یا منظره‌ای که نگاهت را جلب می‌کند علاقه‌مند شوی و چند روزی خودت را سرگرم کنی. می‌توانی... می‌توانی بسیار راحت زندگی کنی. آری می‌توانی بهرام بیضایی نباشی و راحت زندگی کنی؛ بهرام بیضایی نه به عنوان یک فرد، به عنوان یک فکر، یک اندیشه و باور، یک دغدغه.

می‌توانی بهرام بیضایی نباشی و از مدرسه و دانشگاه نگریزی و در سیستم اشتباه آموزشی استعدادهایت یک به یک سرکوب شود؛ چنان که برای همه ما اتفاق افتاد و بعد با تلاش و مبارزه از بخشی از استعدادهایت محافظت کنی و آن‌ها را با مطالعات خارج از سیستم آموزشی پرورش بدهی اما به سیستم آموزشی تن بدهی. اما بعدش کتاب «نمایش در ایران» را نمی‌نویسی، این بیضایی است که می‌نویسد نه به این خاطر که دانشگاه را رها کرد بلکه به این دلیل که مسیرش را می‌شناخت و می‌شناسد.

می‌توانی بهرام بیضایی نباشی و مدرک جعل کنی و با آن در دانشگاه تدریس کنی و حتی وزیر و وکیل شوی اما نمی‌توانی مثل او با همان مدرکِ دیپلم بشوی استاد طراز اول ادبیات نمایشی و تئاتر و بعد در دانشگاه‌های معتبر کُرسی داشته باشی و نشان افتخاری دکتری بگیری.

می‌توانی بهرام بیضایی نباشی و به‌جای پیاده‌رو در سالن‌های مجلل با بودجه‌های کلان و سخنران‌های گرانقیمت و هدایای سنگین وزن از تو تجلیل کنند اما نمی‌توانی انتظار داشته باشی مراسم نکوداشتت خودجوش و دلی و تاثیرگذار و دوست داشتنی باشد. می‌توانی بهرام بیضایی نباشی و هر روز به رنگی باشی و رنگی که هستی موردپسند و دلخواه باشد. می‌توانی مثل او نباشی که نماز بگزاری و رافظی‌ات بخوانند. مثل او نباشی و با نوشتن یک اثر درجه چند در حوزه دین سال‌ها از آن استفاده کنی نه چون او مهم‌ترین نمایشنامه درباره حضرت امیر(ع) و مهم‌ترین فیلمنامه درباره عاشورا و امام حسین (ع) را بنویسی اما ارج نبینی و رنج ببینی.

می‌توانی بهرام بیضایی نباشی و با کمترین استقبال، شرایط ایده‌آل زندگی در خارج از کشور را رها نکنی که بیایی تا با شوق، روی صحنه تئاتر کارگردانی کنی. حتی می‌توانی مثل او نباشی و وقتی به اجبار و اندوه دوباره رنج سفر به غربت بر دوش می‌گیری، در سرزمین دیگری در میتینگ‌های سیاسی شرکت کنی نه اینکه چون او در آنجا هم به فکر نمایش ایرانی باشی و بی‌تفاوت نسبت به این هیاهوهای هیچ.

می‌توانی بهرام بیضایی نباشی و هر کس را که به تو ظلمی کرد به وقتِ در اوج بودن از بالا نگاه کنی تا یادش بیاید که با تو چه کرده است. می‌توانی مثل او نباشی که وقتی می‌بینی آن‌هایی که از صحنه پایینت کشیدند و علیه تو نامه امضا کردند حالا تئاتر مجلل روی صحنه می‌برند و داعیه دفاع از تو دارند سکوت کنی.
آری، می‌توانی بهرام بیضایی نباشی و رنج نبینی راحت زندگی کنی.

فیلم‌شناسی

1.وقتی همه خوابیم (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۸۷)

2.قالی سخنگو (بهرام بیضایی) -فیلم کوتاه- [کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۸۵)

3.زمانه (حمیدرضا صلاحمند) [تدوینگر] (۱۳۸۱)

4.گفتگو با باد (بهرام بیضایی) -فیلم کوتاه- [کارگردان-فیلمنامه نویس-تدوینگر] (۱۳۷۷)

5.سگ کشی (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-سرمایه گذار-طراح عنوان بندی] (۱۳۸۰)

6.نقشی بر آب (حمیدرضا صلاحمند) -فیلم کوتاه- [تدوینگر] (۱۳۷۶)

7.فصل پنجم (رفیع پیتز) [فیلمنامه نویس] (۱۳۷۵)

8.بازی‌های پنهان (کریم هاتفی نیا) [تدوینگر] (۱۳۷۴)

9.برج مینو (ابراهیم حاتمی کیا) [تدوینگر] (۱۳۷۴)

10.روز واقعه (شهرام اسدی) [فیلمنامه نویس] (۱۳۷۳)

11.مسافران (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-تهیه کننده] (۱۳۷۰)

12.شاید وقتی دیگر… (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-سازنده آنونس] (۱۳۶۶)

13.باشو غریبه کوچک (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۶۴)

14.دونده (امیر نادری) [تدوینگر] (۱۳۶۳)

15.مرگ یزدگرد (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-تهیه کننده] (۱۳۶۰)

16.خط قرمز (مسعود کیمیایی) [داستان نویس] (۱۳۶۰)

17.بچه‌های جنوب؛ جستجوی دو (امیر نادری) -[فیلم نیمه بلند]- [تدوینگر] (۱۳۶۰)

18.سلندر (واروژ کریم مسیحی) -فیلم کوتاه- [تدوینگر] (۱۳۵۹)

19.چریکه تارا (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-طراح صحنه و لباس-تهیه کننده] (۱۳۵۷)

20.کلاغ (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۵۵)

21.غریبه و مه (بهرام بیضایی) [تدوینگر-کارگردان-فیلمنامه نویس-] (۱۳۵۲)

22.سفر (بهرام بیضایی) -فیلم کوتاه- [کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۵۱)

23.رگبار (بهرام بیضایی) [کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۵۰)

24.عمو سیبیلو (بهرام بیضایی) -فیلم کوتاه- [کارگردان-فیلمنامه نویس] (۱۳۴۹)

 

اجراهای تئاتر

1.عروسک‌ها ـ(۱۳۴۵)

2.ضیافت و میراث-(۱۳۴۶)

3.سلطان مار-(۱۳۴۸)

4.مرگ یزدگرد-(۱۳۵۸)

5.کارنامه بنداربیدخش-(۱۳۷۶و۱۳۷۷)

6.بانو آئویی-(۱۳۷۶و۱۳۷۷)

7.شب هزارو یکم-(۱۳۸۲)

8.مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین-(۱۳۸۴)

9.افرا یا روز می‌گذرد-(۱۳۸۶)

10.جانا و بلادور ـ(۱۳۹۱/۲۰۱۲)

آثار

نمایشنامه‌ها

مترسک‌ها در شب-۱۳۴۱

سه نمایشنامهٔ عروسکی: (به ترجمه ی انگلیسی ژیزل کاپوچینسکی در امریکا طبع شده.) عروسک‌ها-۱۳۴۱

غروب در دیاری غریب-۱۳۴۱

قصهٔ ماه پنهان-۱۳۴۲

پهلوان اکبر می‌میرد-۱۳۴۲

هشتمین سفر سندباد-۱۳۴۳ (در 1990 به ترجمه ی فرانسه ی احمد کامیابی مسک در فرانسه طبع شده.)

دنیای مطبوعاتی آقای اسراری-۱۳۴۵

سلطان‌مار-۱۳۴۵

میراث و ضیافت-۱۳۴۶

چهار صندوق-۱۳۴۶ (به ترجمه ی انگلیسی محمّدرضا قانون پرور و جان گرین در امریکا طبع شده.)

ساحل نجات-۱۳۴۷

در حضور باد-۱۳۴۷

دیوان بلخ-۱۳۴۷

گمشدگان-۱۳۴۸

راه طوفانی فرمان پسر فرمان از میان تاریکی-۱۳۴۹

ندبه-۱۳۵۶

نوشته‌های دیواری-۱۳۵۷

مرگ یزدگرد-۱۳۵۸ (به ترجمه ی انگلیسی منوچهر انوار در تهران طبع شده.)

خاطرات هنرپیشهٔ نقش دوم-۱۳۶۰ (به ترجمه ی انگلیسی محمّدرضا قانون پرور در امریکا طبع شده.)

فتح‌نامه کلات-۱۳۶۱

پرده‌خانه-۱۳۶۴

جنگ‌نامه غلامان-۱۳۶۷

طرب‌نامه-۱۳۷۳

سهراب‌ کشی-۱۳۷۳

مجلس بساط برچیدن-۱۳۷۶

افرا یا روز می‌گذرد-۱۳۷۶

مجلس قربانی سنمار-۱۳۷۷

گزارش ارداویراف-۱۳۷۸

مجلس ضربت زدن-۱۳۷۹

شب هزار و یکم-۱۳۸۲

دیوان نمایش (جلد یک و دو؛ شامل نمایشنامه‌های دههٔ ۱۳۴۰)-۱۳۸۲

مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین-۱۳۸۳

تاراج نامه -[۵]۱۳۹۰

فیلم‌نامه‌

عمو سیبیلو(کوتاه)-۱۳۴۹(فیلم شدهٔ ۱۳۴۹)

عیار تنها-۱۳۴۹

رگبار-۱۳۴۹(فیلم شدهٔ ۱۳۵۰)

سفر(کوتاه)-۱۳۵۱(فیلم شدهٔ ۱۳۵۱)

غریبه و مه-۱۳۵۱(فیلم شدهٔ ۱۳۵۲)

حقایق درباره لیلا دختر ادریس-۱۳۵۴

چریکه تارا-۱۳۵۴(فیلم شدهٔ ۱۳۵۷)

کلاغ-۱۳۵۵(فیلم شدهٔ ۱۳۵۵)

چشم‌انداز-۱۳۵۵(بازنویسی-۱۳۷۵)

آهو، سلندر، طلحک و دیگران-۱۳۴۹

قصه‌های میر کفن‌پوش-۱۳۵۸

شب سمور -۱۳۵۹

اشغال-۱۳۵۹

آینه‌های روبرو-۱۳۵۹

روز واقعه -۱۳۶۱

داستان باور نکردنی-۱۳۶۱

زمین-۱۳۶۱

عیارنامه-۱۳۶۳

پرونده قدیمی پیرآباد-۱۳۶۳

کفش‌های مبارک-۱۳۶۳

تاریخ سری سلطان در آبسکون-۱۳۶۳

باشو غریبه کوچک-۱۳۶۴(فیلم شدهٔ ۱۳۶۴)

قلعه کولاک -۱۳۶۴

وقت دیگر شاید-۱۳۶۴(فیلم شدهٔ ۱۳۶۶ با نام شاید وقتی دیگر)

طومار شیخ شرزین -۱۳۶۵

گیل‌گمش -۱۳۶۵

دیباچه نوین شاهنامه -۱۳۶۵

پرده نئی-۱۳۶۵

آقای لیر-۱۳۶۷

برگی گمشده از اوراق هویت یک هموطن آینده-۱۳۶۷

سفر به شب-۱۳۶۸

مسافران-۱۳۶۸(فیلم شدهٔ ۱۳۷۰)

فیلم در فیلم-۱۳۶۹

چه کسی رییس را کشت؟-۱۳۷۱

سگ‌کشی-۱۳۶۸(فیلم شدهٔ ۱۳۷۹)

یوانا یا نامه‌ای به هیچ‌کس -۱۳۷۱

گبر گور یا گفتگو با خاک(کوتاه)-۱۳۷۲

سیاوش‌خوانی(فیلمنامه/نمایشنامه)-۱۳۷۲

آوازهای ننه آرسو-۱۳۷۳

حورا در آینه-۱۳۷۴

مقصد-۱۳۷۵

اعتراض-۱۳۷۵

گفتگو با باد(کوتاه)-۱۳۷۷

گفتگو با آب(کوتاه)-۱۳۷۸

گفتگو با آتش(کوتاه)-۱۳۷۸

 

گفتگو با خاک (کوتاه)ـ۱۳۷۸

ایستگاه سلجوق-۱۳۷۹

اتفاق خودش نمی‌افتد-۱۳۸۱

سند-۱۳۸۳

ماهی-۱۳۸۳

لبه پرتگاه-۱۳۸۵

وقتی همه خوابیم-۱۳۸۶

 

روایت ها

سه برخوانی: اژدهاک-۱۳۳۶و۱۳۴۰

آرش-۱۳۳۷و۱۳۴۲

کارنامه بندار بیدخش-۱۳۳۸و۱۳۷۴

حقیقت و مرد دانا-۱۳۴۹

 

پژوهش‌

نمایش در ژاپن-۱۳۴۳

نمایش در ایران-۱۳۴۴

نمایش در چین-۱۳۴۸

نمایش در هند-۱۳۵۰ (چاپ نشده)

ریشه‌یابی درخت کهن-۱۳۸۲

هزارافسان کجاست؟-۱۳۹۱

 

مقالات و گفتگوها

گفتگو با بهرام بیضایی

هیچکاک در قاب-۱۳۷۴

 

جوایز

جشنواره‌های فیلم 1.برندهٔ مجسمهٔ سپاس بهترین فیلمنامه (رگبار) [ دورهٔ ۵ جشنوارهٔ سپاس (مسابقه)] (۱۳۵۱)

2.برنده جایزه بهترین فیلم از نخستین دوره فستیوال فیلم تهران (رگبار) (۱۳۵۱)

3.برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره شیکاگو (سفر) (۱۳۵۱)

4.برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره مسکو (سفر) (۱۳۵۱)

5.برنده جایزه ویژه جشنواره قاهره (غریبه و مه) ۱۳۵۴

6.نامزد لوح زرین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر (شاید وقتی دیگر…) (۱۳۶۶)

7.برنده جایزه اول جشنواره فیلم و هنر فرانسه (باشو؛ غریبه کوچک) (۱۳۶۹)

8.نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم فجر(مسافران) (۱۳۷۰)

9.برنده سیمرغ بلورین جایزهٔ ویژهٔ هیات داوران (مسافران) (۱۳۷۰)

10.نامزد سیمرغ بلورین بهترین تدوین (مسافران) (۱۳۷۰)

11.نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (روز واقعه) (۱۳۷۳)

12.برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)

13.نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)

14.نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)

15.برنده سیمرغ بلورین بهترین تدوین (وقتی همه خوابیم) (۱۳۸۷)

16.نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (وقتی همه خوابیم) (۱۳۸۷)

خانه سینما و انجمن نویسندگان و منتقدان 1.نامزد تندیس زرین بهترین فیلمنامه در جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)

2.برنده تندیس زرین بهترین کارگردانی جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)

3.نامزد تندیس زرین بهترین فیلم جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)

4.نامزد تندیس زرین فیلم منتخب انجمن نویسندگان و منتقدان (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)

5.نامزد تندیس زرین بهترین تدوین جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)

6.نامزد تندیس زرین بهترین عنوان‌بندی جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)